مردها یک خصوصیّتی دارن که نامردها ندارن، که این ویژگی خودِ "مرد بودنـ"ـه. کاملا واضحه که منظورم از مرد بودن، مذکّر بودن نیست؛ چون اتّفاقاً بیشتر نامردهای ورودی مارو همین مذکّرها تشکیل میدن.

نماد آزادگی

            مردها که تکلیفشون روشنه، باید ادامه بدن؛ من روی صحبتم با نامردهایی هست که الآن میان با اسم مستعار علیه همکلاسیهاشون نظر میذارن، حتّی جدیدا یاد گرفتن با اسم یه نفر دیگه(!) بیان نظر بدن، دیدین که با شهاب روی صندلی داغ چیکار کردن، و همونا خیلی ها رو سر انتخاب "ترین"ها اذیّت کردن... اینا فقط یه بخشی از فعّالیّت اوناس که توی فضای مجازی انجام میدن، این گروه کم و –متأسّفانه- قوی و تأثیرگذار(!!!) فعالیت های خودشونو بیرون از وبلاگ هم با قوّت بیشتر ادامه میدن. روزی نیس که یه چیز جدید در مورد همکلاسی هامون نشنویم... آخرین کاری هم که میخوان بکنن اینه که بیان موسوی رو که انصافا خیلی زحمت کشیده سر لغو کردن امتحانا، تشکیل کلاس های عملی و گروه بندیشون، و حتّی همین غیبت ها، به قول خودشون استیضاح کنن. من نمیدونم که تواناییهای اونا چقدره، و نمیدونم میتونن این کارو انجام بدن یا نه؛ من اینجا از همه،-اگه نشد- حدّاقل از دوستای خودم میخوام که جلوی این گروه بایستن، یا حدّاقل کنار اونا نرن. و به اون نامردهایی که نشون دادن واسه ی بی وجودیشون سقف و محدودیّتی نیست، میخوام بگم چرا دارید فضای دوستانه ی ورودیمون رو خراب می کنید؟ من و دوستام میخوایم دفاع کنیم از این مردهایی که قراره از سال 96 دکتر باشن، میخوایم از خودمون دفاع کنیم. نمیخوایم زیر بار زور شما بریم.  و از اون آدمهای "بی وجود" یه سوال دارم، پیش خودتون فکر کردید که چی؟!! واقعا که چی؟ حتما قصّه ی "اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید"و شنیدین... یه بار یه چیز از یه مرد بزرگ شنیدم، اونو میخوام الآن به شما بگم، که نامردها! حالا اگه آزاده هم نیستین، لااقل انصاف داشته باشید!...

پیوست: واسه ی این که این دسته از آدم ها رو بهتر بشناسید و بفهمید باید چه شکلی با اونا رفتار کنید(!)، ر.ک هیلگارد، چاپ آبان۸۸ (ویراست جدید)، صص۵۴۸-۵۵۳