من آقا رو دوست دارم...

من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید…
اکبر آقا قصابی محل مان ترازویش را تنظیم می کند
و دست پینه بسته تقی واکسی را رد نمی کند
تا اهل و عیالش بعد از ۵ ماه، ۲۰۰ گرم گوشت بخورند!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید…
اسد معمار،بساز بفروش شهرمان
وجدانش درد میگیرد!
و خانه ها را خوب می سازد
تا امسال اولین سالگرد خانواده سعیدی نباشد!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید…
رجب نانوایی سرکوچه
نان را درست می پزد و درشت…
تا کریم پور مسئول اداره …
مجبور نباشد نان را به نرخ روز بخورد!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید…
صمد جلوبندی ساز گاراژ صداقت
بعد از تعمیر پیکان ۵۹ مش قاسم
مهره سگدستش را شل نمی کند
تا ۲ روز بعد بابت سفت کردنش ۴۰۰۰ تومان بگیرد!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید…
گروهبان یکم شریفی
مجبور نیست هر روز
مایحتاج منزل
سرهنگ جباری را بخرد!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید…
دکتر طاهری زاده
رییس بیمارستان قلب…
سمانه ۱۰ ساله را عمل می کند
حتی اگر پدرش سید کاظم
کارگر آجر پزی ورامین باشد!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید…
مهندس هراتی
رییس شرکت چینی سازی
اصغر کارگر انبار رابه خاطر تعدیل
با تهمت دزدی از کار بیکار نمی کند!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید…
صفدر شغال! گنده لات منطقه فلاح
مغازه پارچه فروشی حیدر آقا را آتش نمی زند
و انگشت قطع شده! احمد
لبو فروش میدان ابوذر را به او برمی گرداند!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید…
ویرانه های قوه محترم!قضاییه را آباد می کند
تا رضا طلبه سیرجانی
به جرم مخالفت با زمین خواری!
محاکمه، حبس و تبعید نشود!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید…
جاسم لنجش را نمی فروشد تا مجبور شود
سیگار Marlboro
ساخت شرکت آر جی رینالدز را قاچاق کند!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید…
آقای بیطرف نماینده حزب باد!
یادش نمی رود نماینده شهری است
که ۴ سال تمام مردم بی نوایش
چشم به انتظارش بوده اند!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید…
حاج آقا فلانی!موقع سخنرانی
تمام حواسش را جمع می کند
تا حرفی را بزند که به آن عمل می کند!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید…
راه را نشانمان می دهد
تا گاهی به چپ نرویم!
وگاهی به راست
و گاهی هم به هیچ کدام...









