انشا در مورد فیس بوک....
تا حالا دقت کردین؟!
تاحالا دقت کردین ما به بانک اعتماد میکنیم و پولامونو میذاریم اونجا ولی بانک به ما اعتماد نداره حتی خودکارم زنجیر کرده
تاحالا دقت کردین وقتی موبایلتون میوفته زمین
سری برش میدارین ببینین چیزیش شده یا نه
ولی وقتی رفیقتون می خوره زمین هرهر بهش می خندین !!!!!!
تا حالا دقت کردین تلخ ترین موسیقی دنیا ضرب اهنگ انگشتان است بر درب یخچال ، زمانی که چیزی رو که هوس کردی توش پیدا نمی کنی
تا حالا دقت کردین فقط یه ایرانی میتونه هر چیزی که میوفته رو زمین با یک فوت ضد عفونی کنه
تا حالا دقت کردین لذتی که در مکیدن انگشت بعد از خوردن پفک هست.... در خود پفک نیست ..!!
دقت کردین کافیه یه روز اتفاقی یه جوراب سوراخ بپوشین
اگه شده اتوبان رو موکت کنن
یه جوری میشه که تو مجبور شی کفشتو دربیاری!!!
مسلمان ومرد واقعی
یکی از قوانینی که در زمان رضا شاه تصویب شد قانون روزهای تعطیلی مغازه ها و ادارات بود. به این ترتیب هر کس به خواست خود و بدون دلیل موجّهی نمی توانست مغازه اش را ببندد. روزی رضاشاه با اتوموبیلش از خیابانی می گذشت که متوجّه شد مغازه ای بسته است. ناراحت شد و دستور داد که صاحب آن مغازه را پیدا کنند و نزد او بیاورند. کاشف به عمل آمد که صاحب مغازه یک عرق فروش ارمنی است. آن مرد را نزد رضاشاه آوردند. شاه پرسید: پدر سوخته چرا مغازه ات را بسته ای؟ مرد ارمنی جواب داد قربانت گردم امروز روز قتل مسلم بن عقیل است و من فکر کردم صلاح نیست دراین روز عرق بفروشم. شاه دستور تحقیق داد و دیدند که حقّ با عرق فروش ارمنی است. آنوقت رضا شاه عرق فروش را مرخص کرد و رو به همراهانش کرد و گفت:
دلواژه

وقتی که دیر رسیدم و با دیگری دیدمت
فهمیدم که
گاهی هرگز نرسیدن بهتر است از دیر رسیدنه . . .
فقط پلی بودم برای عبورت....فکر تخریب من نباش
به آخر که رسیدی دست تکان بده،
خودم فرو میریزم !!
هر دو به یک احساس رسیدیم تو به "فراغــــــت" من به "فراقــــت" یک حرف تفاوت که مهم نیست.
من اگر روزی هم از تو بگذرم
از رئیس آن کارخانه ای که همچنان
به تولید عطری که تو می زدی ادامه می دهد
نـــــخـــــواهـــــــــم گــــذشــــــت....
رهبر کوبا :حمله به ایران به جنگ جهانی منجر می شود
اطلاعیه
با سلام. میانترم زبان در تاریخ یکشنبه 1390/08/29 برگزار میشود!
ارزش واقعی انسان به چیست؟ (بسیار زیبا!)

علامه محمد تقی جعفری ـ رحمتالله علیه ـ میگفتند:
برخی از جامعه شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضوع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست».
برای سنجش ارزش بسیاری از موجودات، معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانه آن است؛ اما معیار ارزش انسانها در چیست.
هر کدام از جامعهشناسان، سخنانی گفته و معیارهای خاصی ارایه دادند.
هنگامی که نوبت به بنده رسید، گفتم : اگر میخواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد، ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق میورزد.
کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است، در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است. کسی که عشقش ماشینش است، ارزشش به همان میزان است.
اما کسی که عشقش خدای متعال است، ارزشش به اندازه خداست.
علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناسان سخنان من را شنیدند، برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.
هنگامی که تشویق آنها تمام شد، من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان، این کلام از من نبود، بلکه از شخصی به نام علی ـ علیهالسلام ـ است.
آن حضرت در نهجالبلاغه میفرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ»؛ «ارزش هر انسانی به اندازه چیزی است که دوست میدارد».
وقتی این کلام را گفتم، دوباره به نشانه احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی ـ علیهالسلام ـ از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند.
حضرت علامه در ادامه میگفتند: عشق حلال به این است که انسان (مثلا) عاشق پنجاه میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: «آی پنجاه میلیونی!»، چقدر بدش میآید؟ در واقع میفهمد که این حرف توهین در حق اوست. حالا که تکلیف عشق حلال اما دنیوی معلوم شد، ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد، چقدر پست و بیارزش است!
اینجاست که ارزش و مفهوم «ثارالله» معلوم میشود. ثارالله اضافه تشریفی است؛ خونی که در واقع آنقدر شرافت و ارزش پیدا کرده که فقط با معیارهای الهی قابل ارزشگذاری است و ارزش آن به اندازه خدای متعال است.
اطلاعیه
دکتر میر غنی زاده با من تماس گرفتن و گفتن به همه بگم که به جای جلسه ۶ ایشون(HLA) جلسه اول دکتر منصوری(ایمنی ذاتی)تو امتحان میانترم میاد

فدراسیون فوتبال فقط تو 6 ماه، نیم میلیارد تومن از فحاشی فوتبالیستها درآمد داشته! یعنی به عبارتی قیمت فحش از قیمت طلا زده بالاتر!
حرکت ضد اخلاقی هواداران بحرین...
عید غدیر مبارک
عيد کمال دين، سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصايت و ولايت
امير المومنين عليه السلام
بر شيعيان و پيروان ولايت خجسته باد.
***
غدیر ، گل همیشه بهار زندگی است . دریایی بیکرانه است ؛ جاری بر جان های پاک و اندیشه های تابناک
غدیر ، تجلی خواست خالق ، روح آفرینش ، برانگیزاننده ستایش و دست های بلندی است که انسان خاکی را به افلاک می کشاند .
***
غدیر فقط یك تاریخ نیست
و تنها به یك بركه در بیابان حجاز پایان نمى پذیرد.
غدیر فراخناى رسالت و شروع امامت است.
اگر غدیر نباشد اصول دین كامل نیست.
نصیحتی زیبا از شکسپیر در مورد زندگی
Shakespeare Said :
شکسپیر گفت
I always feel happy, you know why?
من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟
Because I don't expect anything from anyone,
برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم،
Expectations always hurt ..
Life is short ..
So love your life ..
انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ..
زندگی کوتاه است ..
پس به زندگی ات عشق بورز ..
Be happy .. And keep smiling .. Just Live for yourself and ..
خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و ..
Befor you speak » Listen
قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کن
Befor you write » Think
قبل از اینکه بنویسی » فکر کن
Befor you spend » Earn
قبل از اینکه خرج کنی » درآمد داشته باش
Befor you pray » Forgive
قبل از اینکه دعا کنی » ببخش
Befor you hurt » Feel
قبل از اینکه صدمه بزنی » احساس کن
Befor you hate » Love
قبل از تنفر » عشق بورز
That's Life … Feel it, Live it & Enjoy it.
زندگی این است ... احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر
تصاویر راه های موفقیت...
چرا گاهی وقتهاعکسمان بد می افتد؟
شما آدم خوش عکسی هستید یا خودتان را
جزو انسان های بد عکس می دانید؟ تصویر زیر یک آزمایش توسط آقای ایستوود
است که به خوبی نشان می دهد که این موضوع آنقدر ها هم ربطی به خوش عکس
بودن یا بد عکس بودن ندارد و همه چیز زیر سر لنز دوربین ها است.
به گزارش تکناز به نقل از نارنجی، این تصاویر همگی در یک شرایط نور و
تنظیمات گرفته شده اند و فقط تفاوت در لنز به کار رفته بوده است. لنز ها
دنیا را نسبت به چشم ما متفاوت می بینند و نور را منحرف می کنند. علاوه بر
اینکه در هر لنز فاصله سوژه نقش مهمی را بازی می کند.
در آزمایش آقای ایستوود تصاویر با لنزهایی از ۱۹ تا ۳۵۰ میلیمتری گرفته
شده اند. در لنز های ۱۹ میلیمتری تاثیر کاملا واضح است و صورت کاملا
دفورمه شده است. اما وقتی به لنز ۱۳۵ میلیمتری میرسیم به نظر میرسد بهترین
نتیجه را داریم که البته این بستگی به سلیقه و نگاه افراد هم دارد.
اما نکته در اینجا است که هیچ عدد مشخصی برای عکس بهتر وجود ندارد و این
بستگی زیادی به آناتومی صورت هر فرد دارد که با چه لنزی زیباتر و بهتر به
نظر برسد. در واقع به همین دلیل است که برخی افراد در یک زاویه به خصوص
فوتوژنیک هستند و از یک زاویه دیگر یا یک دوربین دیگر خوش عکس به حساب نمی
آیند.
در آزمایش آقای ایستوود تصاویر با لنزهایی از ۱۹ تا ۳۵۰ میلیمتری گرفته شده اند. در لنز های ۱۹ میلیمتری تاثیر کاملا واضح است و صورت کاملا دفورمه شده است. اما وقتی به لنز ۱۳۵ میلیمتری میرسیم به نظر میرسد بهترین نتیجه را داریم که البته این بستگی به سلیقه و نگاه افراد هم دارد.
اما نکته در اینجا است که هیچ عدد مشخصی برای عکس بهتر وجود ندارد و این بستگی زیادی به آناتومی صورت هر فرد دارد که با چه لنزی زیباتر و بهتر به نظر برسد. در واقع به همین دلیل است که برخی افراد در یک زاویه به خصوص فوتوژنیک هستند و از یک زاویه دیگر یا یک دوربین دیگر خوش عکس به حساب نمی آیند.
هرگز داشته هایت را دست کم نگیر
کتاب آدما

بعضی از آدمها را باید چند بار خواند تا معنی آنها را فهمید
وبعضی از آدمها را باید نخوانده دورانداخت..
بعضی آدمها جلد زرکوب دارند٬بعضی جلد ضخیم،
بعضی جلد نازک وبعضی اصلا جلد ندارند.
بعضی آدمها با کاغذ کاهی نا مرغوب چاپ می شوند
وبعضی با کاغذ خارجی
بعضی آدمها تر جمه شده اند و
بعضی تفسیر می شوند.
بعضی از آدمها تجدید چاپ می شوند و
بعضی از آدمها فتو کپی آدمهای دیگرند.
بعضی از آدمها دارای صفحات سیاه وسفیداند و
بعضی از آدمها صفحات رنگی و جذاب دارند.
بعضی از آدمها قیمت پشت جلد دارند.
بعضی از آدمها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند.
بعضی از آدمها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند.
بعضی ازآدمها را باید جلد گرفت.
بعضی از آدمها را می شود توی جیب گذاشت و بعضی را توی کیف.
بعضی از آدمها نمایشنامه اند ودرچند پرده نوشته
و اجرا می شوند.
بعضی از آدمها فقط جدول سرگرمی اند
وبعضی ها معلومات عمومی.
بعضی از آدمها خط خوردگی و خط زدگی دارند و
بعضی از آدمها غلط های چاپی فراوان .
ازروی بعضی از آدمها باید مشق نوشت و
از روی بعضی آدمها باید جریمه نوشت
حریم خصوصی و خانوادگی در کشورهای مختلف (طنز!)
با سلام. کلاسهای چهارشنبه 1390/08/18 تشکیل می گردد.
با واژه های فارسی بیشتر آشنا شوید
صفت : ۳ تا آدم چاق
گودزیلا : اون لا خوب زندگی کن
مستشار : بیشترین رقم اعشار
گرمک : کامپیوتر مک بوک مخصوص افراد کچل
فیلسوف : فیل گرفتگی(معمولا زمانی اتفاق می افتد که فیلی بین شما و خورشید قرار گیرد)
رامبد : قبلا رام بود الان وحشی شده
مسواک : به عمل راه رفتن روی یک ورق مسی می گویند
وارداتی : جنگ خال خالی
Feels like hell : فیلها جهنم را دوست دارند
فرازمینی : فراز کوچولو
I am proud of you : من اتومبیل پراید شما بودم*
I've never been a fan : من هیچگاه پنکه نبوده ام
گردآورنده : واژهای قدیمی به معنی "توپ جمع کن"- این واژه برای اولین بار در دورهٔ هخامنشی و در باغ پرسپولیس به هنگام بازی چوگان به ثبت رسید
سریال : فیلمی است چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوههای دزدی را به شما آموزش میدهد.
تلفن همراه: وسیلهای سهکاره جهت کلاس گذاشتن، آهنگ گوش کردن و نهایتا عکس گرفتن است.
عذرخواهی: در ایران دمده شده و بجای آن از توجیه استفاده میشود.
آثار باستانی: خرابههایی که هرچه زودتر باید نابود شوند چون خیلی جا گرفتهاند.
مجرم: فردی که هیچ فرقی با سایر افراد ندارد و تنها تفاوتش در این است که توانستهاند او را دستگیر کنند.
گارانتی: یک اسم زیبا و خوش تلفظ
شناسنامه یا کارت ملی: دفترچه و کارتی که یکی بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتش لازم است.
دانشجو: یک عده افراد همیشه معترض
بزرگراه: نوعی پیست رالی به همراه یادگیری آپ تو دیتترین کلمات ناشایست!
ایرانسل: خط تلفنی است جهت مزاحمت و سر به سر گذاشتن دوست و آشنا
شهرداری: گرفتن رشوه، داشتن صدها پرژههای نیمهتمام و نصب تابلوهای روزشماری جهت افتتاح
از پذیرفتن خانمهای بد حجاب معذوریم: تابلویی که در همهجا نصب شده، جهت کرکر خنده و عوض کردن روحیهی مردم
. و غیره (و ...): نشانهای برای باوراندن این مطلب که شما بیش از آنچه تصور میکنید، میدانید
Too narrow : وارد نشو
After noon : دنبال یه لقمه نون
Good after noon : دنبال یه لقمه نون حلال
برونشیت : بیرون از صفحه
Dashboard : داداشم برد
یاکریم : یا ناشنوا هستیم
هالوژن : ژنی که عامل اصلی ساده لوحی در انسان می باشد
پورتال : آدم قد بلند فقیر را گویند
ساختمان : خوب بهمون رسید
زالزالک : پدر رستم و داداش کوچولوش
Self Shifter Super Honey : خودشیفته فراهانی
Bahamas: با همه هستش
Bahamas Air: هوای همه رو داره
فیله گوساله : فیل نفهم، فحش رایج بین فیل ها
پاركينگ : شخصي كه به صورت پاره وقت به پادشاهي مي پردازد
چیذر : چه زری زدی؟
Burberry : نون بربری فانتزی
موضوع انشا:خارجی ها
انشایی با موضوع خارجی ها:
پدرم همیشه میگوید "این خارجیها که الکی خارجی نشدهاند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان دادهاند" البته من هم میخواهم درسم رابخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم. ایران با خارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج میدانم.
تازه دایی دختر عمهی پسر همسایهمان در آمریکا زندگی میکند. برای همین هم پسر همسایهمان آمریکا را مثل کف دستش میشناسد. او میگوید "در خارج آدمهای قوی کشور را اداره میکنند" مثلن همین "آرنولد" که رعیس کالیفرنیا شده است. ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد... البته آن قسمتهای بیتربیتی فیلم را ندیدیم اما دیدیم که چقدر زورش زیاد است، بازو دارد این هوا. اما در ایران هر آدم لاغر مردنی را می گذارند مدیر بشود. خارجیها خیلی پر زور هستند و همهشان بادی میل دینگ کار میکنند. همین برجهایی که دارند نشان میدهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کردهاند.
ما اصلن ماهواره نداریم. اگر هم داشته باشیم؛ فقط برنامههای علمی آن را نگاه میکنیم. تازه من کانالهای ناجورش را قلف کردهام تا والدینم خدای نکرده از راه به در نشوند.
این آمریکاییها بر خلاف ما آدمهای خیلی مهربانی هستند و دائم همدیگر را بقل میکنند و بوس میکنند. اما در فیلمهای ایرانی حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم مینشینند. همین کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود.
در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمیشود و نخبههای علمی کشور مجبور میشوند فرار مغزها کنند. اما در خارج کفش میشوند. مثلاً این "بیل گیتس" با اینکه اسم کوچکش نشان میدهد که از یک خانوادهی کارگری بوده، اما تا میفهمند که نخبه است به او خیلی بودجه میدهند و او هم برق را اختراع میکند. پسر همسایهمان میگوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شاید ما الان
مجبور بودیم شبها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم.
از نظر فرهنگی ما ایرانیها خیلی بیجمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تنپرور هستیم و حتی هفتهای یک روز را هم کلاًتعطیل کردهایم. شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایهمان شنیدم که در خارج جمعهها تعطیل نیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرفهای پسر همسایهمان از بی بی سی هم مهمتر است.
ما ایرانیها ضاتن آی کیون پایینی داریم. مثلن پدرم همیشه به من میگوید تو به خر گفتهای زکی". ولی خارجیها تیز هوشان هستند. پسر همسایهمان میگفت در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس زبان میروند و آخرش هم بلد نیستند یک جملهی ساده مثل I lav u بنویسند.
واقعن جای تعسف دارد
برهنگی همیشه برای تن فروشی نیست

همسر دوک کاونتری انگلیس زنی خیلی محبوب و محترم... بود.
...وقتی ظلم شوهر و مالیات سنگینی که باعث بدبختی مردم شده بود را مشاهده کرد .
اصرار زیادی کرد به شوهرش که مالیات رو کم کنه
ولی شوهرش از این کار سرباز می زد. بالاخره شوهرش یه شرط گذاشت،
گفت اگر برهنه دور تا دور شهر بگردی من مالیات رو کم می کنم .
گودیوا قبول می کنه، خبرش در شهر می پیچد،
گودیوا سوار یک اسب در حالی که همه ی پوشش بدنش موهای ریخته شده روی سینه اش بود
در شهر چرخید،
ولی مردم شهر به احترامش اون روز، هیچکدوم از خانه بیرون نیامدند و تمام درها و
پنجره ها رو هم بستند.
در تاریخ انگلیس و کاونتری بانو گودیوا به عنوان یک زن نجیب و شریف جایگاه بالایی
داره و مجسمه اش در کاونتری ساخته شده است
فرمانده سپاه قدس ایران کیست؟

یه نکته که به نظرم جالب اومد این بود که توی ویکی پدیا هم در موردش مطلب نوشتند ولی افسوس من که توی این کشور زندگی می کنم تا الان نمی شناختمش!!!
دختر و پسر هم دختر پسرای قدیم !!
معادله ریاضی مخصوص افراد عاشق...
شنبه 14/08/1390
برنامه ی کلاس های نظری روز شنبه مورخ ۱۴ آبان ۱۳۹۰
۸-۱۰ فیزیولوژی (دکتر اسماعیلی) - گروه های ۴۱ و ۴۲
کلاس ۱۰-۱۲ تشکیل نخواهد شد - جبرانی : شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۱/۳۰-۱
سلام حاجی!

سلام حاجی!
شنیدم حاج خانم برای چندمین بار دلش هوس طواف کعبه کرد
شما هم از خدا خواسته لبیک گفتی...
. مکه خوش گذشت ؟ ...خدایت خوب بود، دینت کامل شد، سنگ هایت را به شیطان زدی؟!
حاجی سوغاتی هایت بوی ندامت می دهند؟!حاجی، لباست از جنس اعلاست؟ ... حاجی عجب دمپایی سفیدی؟!
سفر چطور بود حاجی..؟؟ خوش گذشت....؟؟شنیدم حاج خانم بسیار ولخرجی کرده و چند النگو و سینه ریز گران خریده....
حاجی جان خبر داری آقا رضا،،همین همسایه چند خانه بالاتر،،کلیه اش را فروخته تا برای دخترش جهاز بخرد...؟؟؟
دخترش3 سال است مراسمش هرماه عقب افتاده....طفلکی ها هفته قبل بعد از 3 سال مراسم ساده ای گرفتند و ازدواج کردند.
آنها را بی خیال حاجی جان...اصل حالت چطور است...؟؟شنیدم دیشب شام مفصلی به مهمانها داده ای.....
چند کودک گرسنه دم در هی اذیت میکردند وغدا میخواستند...آنها را دیدی حاجی...؟؟
حاجی، با این همه ریا، باز هم مکه خوش گذشت ؟!سرت را درد نیاورم حاجی جان....
زیارت قبول..
دلخوش از آنیم که حج میرویم غافل از آنیم که کج میرویم
منبع:وبلاگ مزه پران
چند بار بخوانید.هربار بیشتر لذت می برید
روزی همه فضایل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه.
آنها از بیکاری خسته و کسل شده بودند.
ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت: بیایید یک بازی بکنیم؛.
مثلا" قایم باشک؛ همه از این پیشنهاد شاد شدند
دیوانگی فورا" فریاد زد من چشم می گذارم من چشم می گذارم.
و از آنجایی که هیچ کس نمی خواست به دنبال دیوانگی برود همه قبول کردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد.
دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمهایش را بست و شروع کرد به شمردن ....یک...دو...سه...چهار...
همه رفتند تا جایی پنهان شوند؛
لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد؛
خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد؛
اصالت در میان ابرها مخفی گشت؛
هوس به مرکز زمین رفت؛
دروغ گفت زیر سنگی می روم اما به ته دریا رفت؛
طمع داخل کیسه ای که دوخته بود مخفی شد.
و دیوانگی مشغول شمردن بود. هفتاد و نه...هشتاد...هشتاد و یک...
همه پنهان شده بودند به جز عشق که همواره مردد بود و نمیتوانست تصمیم بگیرد. و جای تعجب هم نیست چون همه می دانیم پنهان کردن عشق مشکل است.
در همین حال دیوانگی به پایان شمارش می رسید.
نود و ینج ...نود و شش...نود و هفت... هنگامیکه دیوانگی به صد رسید, عشق پرید و در بوته گل رز پنهان شد.
دیوانگی فریاد زد دارم میام دارم میام.
اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود؛ زیراتنبلی، تنبلی اش آمده بود جایی پنهان شود و لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود.
دروغ ته چاه؛
هوس در مرکز زمین؛
یکی یکی همه را پیدا کرد جز عشق.
او از یافتن عشق ناامید شده بود.
حسادت در گوشهایش زمزمه کرد؛ تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او پشت بوته گل رز است.
دیوانگی شاخه چنگک مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان زیاد ان را در بوته گل رز فرو کرد. و دوباره، تا با صدای ناله ای متوقف شد .
عشق از پشت بوته بیرون آمد با دستهایش صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون می زد.
شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمی توانست جایی را ببیند.
او کور شده بود.
دیوانگی گفت « من چه کردم؛ من چه کردم؛ چگونه می توانم تو را درمان کنم.»
عشق یاسخ داد: تو نمی توانی مرا درمان کنی، اما اگر می خواهی کاری بکنی؛ راهنمای من شو.»
و اینگونه شد که از آن روز به بعد عشق کور است و
دیوانگی همواره در کنار اوست.
از بدخواهت کمک بگیر !
مرد برنج فروشی بود که به درس های شیوانا بسیار علاقه داشت. اما به خاطر شغلی که داشت مجبور بود روزها در بازار مشغول کار باشد و شب ها نیز نزد خانواده برود. روزی این مرد نزد شیوانا آمد و به او گفت:" در بازار کسی هست که بدخواه من است و اتفاقا مغازه اش درست مقابل مغازه من است. او عطاری داشت اما از روی کینه و دشمنی برنج هم کنار اجناسش می فروشد و دائم حرکات و سکنات من و شاگردان و وضع مغازه ام را زیر نظر دارد و اگر اشتباهی انجام دهیم بلافاصله آن را برای مشتریان خود نقل می کند. از سوی دیگر به خاطر نوع تفکرم اهل آزاردادن و مقابله مثل نیستم و دوست هم ندارم با چنین شخصی درگیر شوم. مرا راهنمایی کنید که چه کنم!؟"
شیوانا با لبخند گفت: اینکه آدم بدخواهی با این سماجت و جدیت داشته باشد ، آنقدرها هم بد نیست!! بدخواه تو حتی بیشتر از تو برای بررسی و ارزیابی و تحلیل تو و مغازه ات وقت گذاشته است و وقت می گذارد. تو وقتی در حال خودت هستی او در حال فکر کردن به توست و این یعنی تو هر لحظه می توانی از نتیجه تلاش های او به نفع خودت استفاده کنی.من به جای تو بودم به طور پیوسته مشتریانی نزد عطارمی فرستادم و از او در مورد تو پرس و جو می کردم. او هم آخرین نتیجه ارزیابی خودش در مورد کم کاری شاگردان یا نواقص و معایب موجود در مغازه ات را برای آن مشتری نقل می کند و در نتیجه تو با کمترین هزینه از مشورت یک فرد دقیق و نکته سنج استفاده بهره مند می شوی! بگذار بدخواه تو فکر کند از تو به خاطر شرم و حیایی و احترام و حرمتی که داری و نمی توانی واکنش نشان دهی ، جلوتر است. از بدخواهت کمک بگیر و نواقص ات را جبران کن. زمان که بگذرد تو به خاطر استفاده تمام وقت از یک مشاور شبانه روزی مجانی به منفعت می رسی و عطار سرانجام به خاطر مشورت شبانه روزی مجانی و بدون سود برای تو سربراه خواهد شد. نهایتا چون تو بی نقص می شوی، و از همه مهم تر واکنش ناشایست نشان نمی دهی، او نیز کمال و توفیق تو را تائید خواهد کرد و دست از بدخواهی برخواهد داشت.
ازدواج

روزی از ميلتون ؛ شاعر معروف انگليسی پرسيدند :چرا وليعهد انگلستان می تواند در چهارده سالگی بر تخت سلطنت بنشيند و سلطنت کند ؛ اما تا هيجده سال نداشته باشد نمی تواند ازدواج کند؟؟
گفت : بخاطر اينکه اداره کردن يک مملکت از اداره کردن يک زن بمراتب آسان تر است!!ஜ═════ஜ۩۩ஜ═════ஜ
بهاء الواعظين می نويسد : در ابتدای مشروطه ؛ بخانه ای رفتم ؛پير زن و دختر جوانی آنجا بودند .
پير زن پرسيد : منظور از مشروطه چيست ؟؟
گفتم : قوانين جديد .
گفت : مثلا چه ؟
به شوخی گفتم : مثلا دختران جوان را به پير مردان دهند و زنان پير را به جوانان !
دخترش گفت : اين چه فايده دارد ؟؟
پير زن بلافاصله به دخترش گفت : ای بی حيا ! حالا کار تو به جايی رسيده که بر قانون مشروطه ايراد ميگيری ؟؟!!ஜ═════ஜ۩۩ஜ═════ஜ
براي ازدواج کردن لحظهاي درنگ نکنيد
اگر زن خوبي نصيبتان شود، خوشبخت ميگرديد
و اگر زن بدي گيرتان آمد مثل من فيلسوف می شوید
سقراط!!ஜ═════ஜ۩۩ஜ═════ஜ
یه ضرب المثل چینی هست که میگه: اگه از دوران مجردی لذت نمی
بري، ازدواج کن. اونوقت حتما از خاطرات دوران مجردیت لذت می بری!
توجه: این مطلب صرفا جنبه طنز دارد!
عکس هایی از تندیس کورش کبیر در پارک المپیک سیدنی استرالیا !
توزیع شیر در مدارس
SORRY!!!

اینم از لطف دوستان پرسپولیسی!!!
اردوی شماره 1
اردوی داخل استان
(ویژه ی خواهران)

به منظور کسب اطلاعات بیشتر در مورد زمان و محل برگزاری اردو به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید
اردوی شماره ی 2
دره گاهان
پنج شنبه ۱۲/۰8/۱۳۹۰

چشمه ی تا مهر و آبشار دره گاهان تفت
محل حرکت : خوابگاه گلستان
ساعت حرکت : 8 صبح
تاریخ و بودجه بندی امتحانات میانترم
۱-تاریخ امتحان ایمنی و زبان قطعی بوده ولی تاریخ امتحان تنفس و گردش خون بعد از موافقت تمامی دوستان قطعی خواهد شد.
۲-با توجه به اینکه آخرین تاریخ امتحانات میانترم توسط اموزش 90/9/20 می باشد،بعد از قطعی شدن تاریخ ها،امتحانات به تعویق نخواهند افتاد.پس تمامی دوستان سعی کنند تمهیدات لازم را جهت گرفتن نمره مناسب در تاریخ تعیین شده اتخاذ نمایند.
در ضمن تاریخ کوییز دوم زبان یکشنبه 90/9/27 از صفحه ۴۴-۶۶ می باشد.
بودجه بندی اناتومی گردش خون تغییر کرد:4بخش اول جزوه دکتر یادگار
تاریخ و بودجه بندی امتحان ایمنی تغییر کرد:
عمق فاجعه
حکایت کسانیکه دنیا رو فقط از دید خودشون می بینند

فقط دردش کم باشه...

- به به . مبارک باشه . چه جوری باشه ؟ چرم یا معمولی ، مشکی یا قهوه ای ، …
پسرک چند لحظه به فکر فرو رفت .
- فرقی نداره . فقط … ، فقط دردش کم باشه !
عکس هایی دیدنی و باور نکردنی از کمد لباس شکیرا !!!
یادی از گذشته های دور!
بیا یادی از گذشته های دور کنیم
من میرم تو کافه منتظرت و تو بیا سر قرار بشینیم حرفای عاشقونه بگیم
......
پیرزن قبول کرد
فردا پیرمرد به کافه رفت دو ساعت از قرار گذشت ولی پیرزن نیومد
وقتی برگشت خونه دید پیرزن تو اتاق نشسته و گریه میکنه
ازش پرسید چرا گریه میکنی؟
...پیرزن اشکاشو پاک کرد و گفت:
بابام نذاشت بیام!!
صندلی داغ
مهمان این هفته
رضا دهقانیزاده

حکایت آن مرد که سخت خورده شد!
سلام. برای مشاهده حکایت زیبا و پندآموز آن مرد که سخت خورده شد! ادامه ی مطلب رو ببینید.
حتما ببینید. خیلی جالبه.
باز هم سوتی در دانشگاه

ما به غلط املایی عادت کردیم بگو ادامشو کجا نوشتی؟؟























